![]() |
![]() |
|
| نام توام من. به یاوه معنایم مکن |
|
الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش الرحیل ای لعبت شیرین زبان بدرود باش جان بتلخی میدهیم ای جان شیرین دست گیر دل بسختی مینهیم ای دلستان بدرود باش میرویم از خاک کویت همچو باد صبحدم ای بخوبی گلبن بستان جان بدرود باش ناقه بیرون رفت و اکنون کوس رحلت میزنند خیمه بر صحرا زد اینک ساربان بدرود باش ای که از هجر تو در دریای خون افتادهام از سرشک دیدهی گوهر فشان بدرود باش گر ز ما بر خاطرت زین پیش گردی مینشست میرویم از پیشت اینک در زمان بدرود باش همچو خواجو در رهت جان و جهان در باختیم وز جهان رفتیم ای جان جهان بدرود باش |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط 110 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
درد
بي اجازه مي آيد درونم چرخ مي زند تاب مي خورد سرسره سوار مي شود بالا و پايين مي پرد بازي مي كند و من تنها آه مي كشم... |
| پیوندهای روزانه |
|
blogard مسافر تخته سیاه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
سكسكه هاي يك مست.... سقوط آزاد مصرع ابرو پويراز اورین خوی گلشن راز |
|
RSS
|