تبليغاتX
غمزه - ............؟؟؟
نام توام من. به یاوه معنایم مکن

الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش

الرحیل ای لعبت شیرین زبان بدرود باش

 

جان بتلخی می‌دهیم ای جان شیرین دست گیر

دل بسختی می‌نهیم ای دلستان بدرود باش

 

می‌رویم از خاک کویت همچو باد صبحدم

ای بخوبی گلبن بستان جان بدرود باش

 

ناقه بیرون رفت و اکنون کوس رحلت می‌زنند

خیمه بر صحرا زد اینک ساربان بدرود باش

 

ای که از هجر تو در دریای خون افتاده‌ام

از سرشک دیده‌ی گوهر فشان بدرود باش

 

گر ز ما بر خاطرت زین پیش گردی می‌نشست

می‌رویم از پیشت اینک در زمان بدرود باش

 

همچو خواجو در رهت جان و جهان در باختیم

وز جهان رفتیم ای جان جهان بدرود باش

+ نوشته شده در  ساعت   توسط 110 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
درد

بي اجازه مي آيد
درونم چرخ مي زند
تاب مي خورد
سرسره سوار مي شود
بالا و پايين مي پرد
بازي مي كند و
من
تنها
آه مي كشم...

پیوندهای روزانه
blogard
مسافر
تخته سیاه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
پیوندها
سكسكه هاي يك مست....
سقوط آزاد
مصرع ابرو
پويراز
اورین خوی
گلشن راز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان