![]() |
![]() |
|
| نام توام من. به یاوه معنایم مکن |
و سالهاست در پس پردة اشک کوچه باغ نگاه مهربانت را در تجسّم آه مي بينم ، سالهاست نگاهم بي ترانة حرفهايت مانده ، و سالهاست ديوار زمان انتظار شکستن را مي کشد ، ابراهيم بت شکن دوران ، فرزند ناجي نوح بيا و کشتي عشقت را به عاشقان بي قرار عرضه دار و مگذار در اقيانوس پر تلاطم عشق و فراق جان دهيم . مولاي من خورشيد جمعه که شعاع دهاي پر تلألو خود را بر کوهسار گونه هايم که خيس ندبة صبح است رقص کنان مي پاشد به هواي آمدنت کوچه را مي نگرم ، کوچه اي که شايد دير زماني است بوسة خاکساري بر پاهاي نازنينت نزده کوچه اي که بارها و بارها به انتهاي غريب و خالي خويش نگريسته و اشک هجران ريخته . مهربانم اين چه عشوه اي است که زمان و زمين را بدان سوخته اي . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط 110 |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط 110 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
درد
بي اجازه مي آيد درونم چرخ مي زند تاب مي خورد سرسره سوار مي شود بالا و پايين مي پرد بازي مي كند و من تنها آه مي كشم... |
| پیوندهای روزانه |
|
blogard مسافر تخته سیاه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
سكسكه هاي يك مست.... سقوط آزاد مصرع ابرو پويراز اورین خوی گلشن راز |
|
RSS
|